شنبه 23 خرداد 1405 - Sat 13 Jun 2026
  • دشمن دست از پا خطا کند سیلی محکمی می‌خورد

  • مجلس ترحیم آیت‌الله فیاض از طرف رهبر انقلاب در قم

  • چرا دارایی‌های ماسک در منطقه، هدف نظامی برای ایران است؟

  • الگوی ترامپ و روایت واقعیت از پس یک جنگ روانی

  • نجات ۳۹ مهاجر از یک تریلی آتش گرفته در تگزاس / فیلم

  • نفوذ حنظله به سامانه‌های پهپادی FBI

  • واکنش حزب الله به توافق احتمالی ایران و آمریکا

  • بومی‌سازی کلیشه‌های غربی؛ از دوگانه‌های ساده‌انگارانه تا تقلیل تاریخ + عکس

  • شروع سوخت‌گیری با کارت بانکی از ماه آینده

  • عارف: روند رشد قدرت ایران متوقف‌شدنی نیست

  • نصیحت جالب جولانی به سران بیروت

  • صدور حکم ۳۰ سال حبس برای یک رئیس جمهور

  • جزئیات جدید از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا

  • افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد اعمال می‌شود؟

  • ساعت ترامپ روی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خوابیده

  • اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

  • آتش‌زدن پرچم اسرائیل در افتتاحیه جام جهانی / فیلم

  • اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

  • تمامیت و امنیت ملی ایران موضوع معامله تبلیغاتی نیست

  • مکزیکی‌ها برنده دیدار افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 56583
    تاریخ انتشار: 20/ارديبهشت/1396 - 11:18
    سیاسی:

    قفل سکوت یک اصلاح طلب شکسته شد/اعتراض ودرد دل یک اصلاح طلب از دوستان سیاسی خود

    وقتی در سال 2017 هنوز تصمیمات پشت درب های بسته و بصورت غلط گرفته می شود، نشان می دهد اصلاحات دچار بیماری است و این گفتمان را هم دارد دچار فساد می کند. باید چاره اندیشی نمود.

    قفل سکوت یک اصلاح طلب شکسته شد/اعتراض ودرد دل یک اصلاح طلب از دوستان سیاسی خود

    وقتی در سال 2017 هنوز تصمیمات پشت درب‎های بسته و بصورت غلط گرفته می‎شود، نشان می‎دهد اصلاحات دچار بیماری است و این گفتمان را هم دارد دچار فساد می‎کند. باید چاره‎اندیشی نمود.
    وقتی مدیریت شهری فعلی در کوران مذاکرات هسته‎ای بنر های خاص در شهر نصب می‎کرد ما اعتراض کردیم و گفتیم مدیریت_شهری_سیاسی_نیست, آن‎موقع دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی به اقدامات انتخاباتی مدیریت شهری اعتراض داشتیم و می‎گفتیم اگر افراد می‎خواهند رییس جمهور شوند باید ابتدا از مدیریت شهر کنار روند, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از ناکارآمدی ورزشکاران حرف زدیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از دبیر شورایعالی اصلاحات,جوان_گرایی را ضمانت گرفتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی حرف از تغییر یک شبه نام خیابان‎ها و هویت شهری زدیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از اعتراض مدنی درباره آلودگی هوا گفتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از بزرگداشت مرحوم هاشمی در سطح شهر و مترو (به جهت نگاه شهری‎اش) گفتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از گورخواب‎ها گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی حرف از فراموشی کریسمس در پایتخت کشور متمدن ایران گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از عصبی و منزوی شدن شهروندان گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی برای نخستین بار ایده شهر_اصولگرا و شهر_اصلاح_طلب را مطرح کردیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از زن_قرمز_پوش گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از آزادی یاشار سلطانی گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از شهرهای عراق نوشتیم و پیشنهاد اعزام و صدور مدیران و تفکرات شهری را مطرح کردیم, دست و گاهی هورا نثارمان کردند؛
    وقتی نوشتیم: اگر به دلیل کهولت سن نمیتوانید با فساد مقابله کنید و یا رودربایستی دارید, کنار بروید، دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از لندن_پاک و تهران_مقدس نوشتیم دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی حرف از لزوم توجه مدیران شهری به انواع هنر_شهر نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی نوشتیم تئاتر_شهر_را_آباد_نکنید (خراب نکنید) دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از احترام به گوناگونی فرهنگی نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی به پیاده‎راه ۱۷شهریور اِن قُلتی وارد کردیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی نخستین نقدها را به لغوکنسرت مشهد وارد کردیم، نقد و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی با دست_فروشان هم‎ذات پنداری کردیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از مگس‎های سفید نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از شادابی و نشاط شهری گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از "صندوق سرقات" گفتیم و نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از نقلاب_شهری نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از حقوق زنان در شهر نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛
    وقتی از استخدامی‎های مترو نوشتیم, دست و هورا نثارمان کردند؛

    اما وقتی گفتیم:
    پلاسکو تخته موج سواری نیست؛
    وقتی گفتیم چپ و راست حواستان باشد در چه نهادی بازی می‎کنید؛
    وقتی گفتیم به میدان امام حسین بیایید؛
    وقتی از عدم تخریب ورزشکاران, بویژه در دوره انتخاب هیات رییسه شورای شهر نوشتیم؛
    وقتی از نقد ریشه‎ای به جای تخریب هشتگی نوشتیم؛
    وقتی به سه برابر شدن نرخ کرایه‎های اتوبوس در شب اعتراض کردیم؛
    وقتی حرف از حضور یک اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری نوشتیم؛
    وقتی حرف از نقد علمی و نه تخریبی درباره مدیریت_محله نوشتیم؛
    وقتی پیشنهاد عدم ورود ۵۰+ به شورا را دادیم؛
    وقتی پیشنهاد عدم ورود ژنرال‎ها به شورا را دادیم؛
    وقتی پیشنهاد عدم ورود آقازاده‎ها به شورا را دادیم؛
    و مهم‎تر از همه, وقتی ازتخصص_گرایی و شایسته_سالاری (همان چیزهایی که از سال 76 در بوق و کرناست) به جای باندبازی, سهم‎خواهی و چهره‎گرایی گفتیم و نوشتیم
    ...
    به ناگاه موجی از تخریب نثارمان کردند همان‎ها که پیش‎تر در کار هورا بودند!
    روز گذشته وقتی از 150 نفر دعوت کردند تا شاهد بازی‎شان باشند و از آنها که حرف برای گفتن داشتند و باصطلاح, جنس کار شهری بودند و سال‎ها در قول و عمل در حوزه شهری کارکشته بودند, دعوت نشد؛ می باید "همان موقع" آن 150 نفر هم نمی‎پذیرفتند اما حالا که پذیرفتند، ما آخرین پیشنهادمان را به همان 150 نفر می دهیم:

    شما وعده داده اید و امضا؛ پس باید با همین لیست بسازید. لطفا بیش از این شلم شوربای‎تان را هَم نزنید و مردم را سر در گم نکنید و به ذره‎ای اعتماد که به شما دارند پشت نفرمایید.

    ضمنا ائتلاف تخصص‎گرایانِ امید_شهر با شعارنه_به_سیاست_زدگی و نه_به_میانمایگی به زودی به مردم معرفی خواهد شد.
    به امید ساختن شهری که قبلا نمونه زیبایش را داشتیم.
     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما